شازده خانوم خانه دار می شود

ترشیه مقبول از آب در اومد. نیشخند در نتیچه بنده از صبح تا شب با این نجف جون تو آشپز خونه ایم. سیر پوست می کنیم... بادمجون حلقه حلقه می کنیم... کلی هم می گیم و می خندیم و صفا می کنیم... فقط حیف که نجف یه مادر شوهری چیزی هم نداره که همین جور که داریم کلم خورد می کنیم و هویچ پوست می کنیم و سبزی پاک می کنیم یه غیبت مبسوطی هم بکنیم که عیشمون کامل شه. حالا شکر خدا این آقای همسر ما که اصلا بد دل نیست. ولی می ترسم فهیمه جون (همین خانوم نجف رو می گم دیگه) بهش بر بخوره که من اینقده با شوهرش گرم گرفتم و صمیمی شدم و هر روز باهم این همه اختلاط می کنم و خوش می گذرونیم.

دیشب از جمعه بازار هوار کیلو سیر و گل کلم و فلفل و بادمجون و کلم پیچ و... خریداری نموده ایم که نهضت ترشی پزون رو همین جوری ادامه بدیم. صبح تا حالا ترشی کلم و ترشی بادمجون رو درست کردم مونده ترشی مخلوط. تازه قراره عصری بریم جاسکو شوید بخریم شور بندازیم.   

خونه رو هم که همچنان دارم می تکونم به شدت. دیروز اگه خدا قبول کنه توی کمد ها رو تمیز و مرتب کردم و سر و سامون دادم. بعدش هم بالای یخچال و کابینت دیواری ها رو تمیز کردم. اون هم با چه وضع و حالتی... رفتم روی کابینت. ست چاقو های آشپزخونه دم یه پام بود. پلو پز دم اون یکی پام روشن بود. یه قدم اون ور ترم هم سطح کابینت خیس بود اگه پام می رفت روش با ملاج می اومدم کف آشپزخونه. لباسم هم همچین مناسب از در و دیوار بالا رفتن بود. یه دامن تنگ کوتاه تنم بود که راه رفتن رو زمین سفت هم باهاش آسون نیست چه برسه به کابینت نوردی.

امروز هم همه قابلمه های تمیز رو آوردم بیرون شستم. حالا قابلمه شستن یه کاریه که روز روزش آدم از زیرش در میره ها... من که هر وقت ظرف می شستم آخر سر قابلمه ها رو پر از آب می کردم می گفتم اینا باید خیس بخورن! خلاصه با اینکه خیلی کار جانفرسائیه ولی وقتی رنگ اصلی قابلمه معلوم می شه همچین دل آدم وااااا می شه... یعنی از من می شنوین شما هم هر از گاهی یه من جرم و کثافتی که ریز دسته قابلمه هاتون جمع می شه بشورین. (اگر هم جمع نمی شه که مامان من خیلی دوستون داره که هر بار قابلمه هاتون رو اینقدر سفت و سخت که من امروز شستم می شورین. ولی خودم باید یه تجدید نظر در دوستی ام با شما بکنم.)

راستی یه سئوال از دوستان به قول مانیا مالزی نشین:

اینجا شوینده قوی پیدا می شه؟ منظورم یه چیزی تو مایه های گاز پاک کن های ایرانه که اگه یه قطره اش بپاشه به آدم دل آدم رو سوراخ می کنه از اون ور میاد بیرون. یه شوینده قوی حالا چه برای گاز چه برای شستن کاشی های حموم. یعنی از اونا می خوام که مامان هامون می زدن به دیوار یه لایه آجر هاش می رفت دیوار خونه همسایه می اومد بیرون. ما هم اینجا داریم از اونا؟سوال

 

 

برای مخاطب خاص (ملودی عزیز):

بهترین دانشگاه مالزی یو. ام. هست. بعد از اون هم دانشگاه یو. تی. ام. و دانشگاه یو. پی. ام. و دانشگاه یو. اس. ام. بهترین دانشگاه های مالزی هستند. روی کار کردن همزمان با درس خوندن هم حساب نکن. خیلی خیلی سخت کار پیدا می شه و تازه دانشگاه اونقدر کار سرت می ریزه که وقتی واسه کار دیگه نمی مونه. ضمن این که با ویزای دانشجویی اجازه کار تمام وقت نداری.  

/ 36 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

بالای کابینت مابینت می ری مواظب باش خانم.خدای نکرده نیفتی که می شه اول دردسر.[گل]

نقطه ته خط

[بغل]خسته نباااشی خانوم خانوما ! حسابی زحمت کشیدیا

پویا

سلام خوشحالم از اینکه به وب تون سر زدم .وب زیبایی داری به ما هم سر بزن خوشحال میشم. راستی اگه خواستی وبلاگ های منو لینک کن هر وقت لینک کردین اطلاع بدین تا من هم شما رو لینک کنم.همیشه شادباشین www.afrooz-love.blogfa.com www.fun-kade.blogfa.com www.2oosti.blogfa.com [گل][لبخند][تایید]

استوانه

سلام سلام سلام خوب قبل از هر چیز بگم که من یه مدتی اینترنت نداشتم و الانم که دارم اینقدر سرعتش پایینه که خفه میکنه آدم رو. بعدش اینکه از دعتت خیلی خوشحال شدم و بیشتر از همه خیلی برام جالب بود که یادت مونده بود. واقعا خوشحالم کردی و اینکه به یادم بودی خیلی برام ارزشمنده. خیلی آخر سر هم خوشحالم که ترشیت خوب شده و خسته نباشی از خونه تکونی

سمیرا

من برای نظافت وایتکس روباجرم گیروپودرمخلوط می کنم خوب می شه،ولی به انداره های که می گی دیوارروسوراخ کنه،نیست

پرنیان

به به چه خانوم خونه داری!!! شازده خانوم مگه الان وقت ترشیه؟!! پاییز باید بندازی

ماه بانو

آخ داره دلت وا می شه این روزها!!! خوب عوضش نهایتا مادرت رو می بینی و کلی از کدبانوییت جلوش لذت می بری.

یسنا

سلام و خسته نباشین!!!! چه کدبانو!!![گل]

مالزي نشين (مانيا)

من شوينده ميخوام! يه چي مث جوهر نمك هم ميخوام. نيس؟[ناراحت] ميگما... دانشگاه يو.كِي.ام هم بدبخ بعد از يو.ام خوبه ها سر عمر! فراموشش كردي![چشمک] ميگما؟ ميخواي ترشي فروشي راه بندازي‌؟ كارگر نميخواي؟[نیشخند]

شهرزاد

انگار خیلی گرفتاری ها جواب سوالامو که ندادی آپ که نمیکنی نکنه تو هم در وبلاگت و خدای نکرده تخته کنی ها دلم تنگ میشه.