یک شب امتحان بی دلشوره

فردا تافل دارم. نمی دونم با خودم لج کردم؟ با زندگی؟ با چی؟ کاش لا اقل خودم می فهمیدم مرگم چیه؟

کتاب ها و جزوه های تافلی رو که پارسال تو ایران بستم دیگه اینجا باز نکردم. می دونم یه نگاه سطحی هم بهشون بندازم اوضاعم کلللللی بهتر می شه. راحت ٨٠ رو میارم. حتی بالاتر. دفعه قبل همه اسکیل هاو رو بالای ٢٠ زدم غیر از یکیش. شدم ۶۶.

آهای آقای تیموری عزیز. مدرس محترم ریدینگ تافل در موسسه زبان آریان پور. ما شما را خیلی دوست داریم ها. دلمان می خواست خبر این شاهکار بزرگمان را به گوش شما برسانیم. منتهی عمرا به شما زنگ یا ای- میل بزنیم که بگوییم نمره ریدینگ ما ٢ شده!  دو !!!  آره ٢.

چی فکرکردین؟ ما کللی پیش شما آبرو داریم. شاگرد خوب کلاس شما بوده ایم. حالا یه کاره ورداریم از این ور دنیا ای-میل بزنیم که آبروی خودمان را ببریم؟ نه. عمرا این کار را بکنیم. 

آره. گفتم که یه وقت منتظر نمونی. همین!نیشخند

/ 9 نظر / 7 بازدید
perth city

بابا بازم خوبه 2 گرفتی، 2 خودش کلیه. راستی دغدغه تون حل شد ، به ما هم بگید علم بهتر از یا ثروت؟؟؟

کاپیتانی بدون هواپیما

منم واسه امتحان آیلتس نمیخوندم نمیدونم چه مرگم شده بود فکر می کردم که حدنصاب رو میارم و بیخیال خوندن شده بودم[نگران] البته آوردما [نیشخند]

تاکاشی

من تافل که دادم از 120 ،60 آوردم![نگران]البته 3 سال پیش!!!!

قاصدک

موفق باشی شازده خانوم جون [قلب]

مالزي نشين (مانيا)

سلام! لينكت رو توي بلاگ "كاپيتان بدون هواپيما" پيداييدم. اشكالي داره مزاحم شدم؟ (حالا كه شدم! ديگه افتادم سرت!![خجالت][نیشخند]) با اجازت دوزار فوضولي كردم توو بلاگت. من هم مث تو سه ساله(+4ماه) كه مزدوجيدم. منم با عشقوليم (شوور خان) اينجام. (اون نزديك يه ساله اومده، من سه ماه كمتر!). وَوووو! وقتي ديدم آقاي همسرت بهت ميگي "تپليِ من" يادم به عشقولي خودم افتاد! اونم به من ميگه "تپلي من!!!!" (تهنا نيستي تو! [چشمک] البته من دوزار تپل ام نسبت به خودِ عشقولي[خجالت]!) خيلي خوشم اومد كه تو هم، با زبون عاميانه مينويسي. البته من توو بلاگم از ناهار چي خورديم و شام چي خورديم مينويسم اكثراً[چشمک][نیشخند] منم ايران كه بودم هميشه پاي غيبت و فوضولي بودم با مامانه و خواهره[ناراحت] اما اينجا تهنا شدم[ناراحت] (البته روزي دو سه ساعت باهاشون وُيس چت مي‌فرمايم! ولي جواب نميده[خجالت]) خلاصه كلي وجه مشترك باهات پيدا كردم! اين شد كه زود صميمي شدم!!![خجالت][خجالت] (الان توو دلت ميگي: اَه! چه پُر رو هس اين دختره![خجالت] نه؟؟)

مالزي نشين (مانيا)

حالا اين صميمي شدناي الكي من رو بي‌خيال..[خجالت] مواظب درس مقشت باش بابا! بشين تافل بخون! منم الان 6 ماهه قصد آيلتس كردم، ولي بس كه پشت كار ميبينم از خودم...[خجالت]. حيفه... --- بازم مزاحم‌ات ميشم. (الان بازم ميگي: اَه! چه دختر پُر رويي! هنوز از راه نرسيده، عين كنه چسبيد!![نیشخند][خجالت])