ماه رمضون شازده خانومی

پریروز حلوا درست کردم با آش رشته. دیروز مهمونای افطاریمون از صبح اومدن با همدیگه شله زرد پختیم. وقتی داشتم دارچین می دادم روی شله زرد ها احساس کردم آرامش همه دنیا تو دل منه. نفس هام اینقدر آروم بود... مث نفس های توی خواب. خدایا مرسی که من اینقدر راحت آروم می شم. مرسی که من اینقدر آسون خوشحال می شم. مرسی که با یه مویز گرمیم می کنه... خدایا مرسی.

غیر ازمامان دوستم روزه گیر نداشتیم ولی افطاری خور زیاد داشتیم. از خود راضییه سفره افطار راس راسی انداختیم. مث افطاری های ایران. بعد یهو به ذهنم رسید حالا که همه چی هست... بوی چایی... بوی دارچین روی شله زرد...  عدس پلوی خوش آب و رنگ... کاسه آش رشته نقاشی شده با کشک و پیاز داغ و سیر و نعنا... طعم زولبیا و حلوا...  پس بذار کاملش کنم.

یوتیوپ... ربنای شجریان... اذان موذن زاده...    ما دیشب ایران بودیم.لبخند

/ 26 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قیفی

اخه شکم گشنه یه ساعت مونده به افطار اش رشته شله زرد............الان غش می کنم[خوشمزه][شوخی]

آزاده مامان ماهان

سلام خانمی چه سفره افطار قشنگی ادم واقعا یاد ایران میافته مخصوصا ربنای شجریان ایشالا همیشه به شادی خانمی این فرندز رو کانال چند وچه روزهایی نشون میده؟ تعریفش رو زیاد شنیدم دوست دارم ببینم ممنون

صدف

آخ منم از این سفره ها میخوام. ببین هی غر نزن که کار نمیکنی و تو خونه هستی بحاش این مزایا رو داره عمرا اکه کلاس میرفتی و درس میخوندی و کار میکردی میتونستی انقدر آرامش داشته باشی پس قدر بدون[ماچ]

رونیکا

اوهوم این افطاری رو هم ما چند شب پیش داشتیم دقیقا با همین دعاها و البته اسماء الحسنا !! خیلی خوب بود

ممول

بابا تو آخرشی دختر یعنی بعد از تو دیگه هیچی نیست [ماچ]

ممول

آهان راستی می گم حالا هی تو و کتایون بیاید از این دلتنگی هاتون بنویسید و هی ما رو متزلزل ! کنید . هی دله ما رو به شک بندازید . حالا خوبه که من آدرس شما ها رو به حامی ندادم وگرنه عمرا اگه قدمی در راستای رفتن بر می داشت [چشمک]

بیدار

وای منم دلم خیلی هوای اون سفره افطاریهای ایرانو کرده دو ساله می خوام یه جوری کنم که ماه رمضونو ایران باشم هربار یه ورایی نشده . قبول باشه خانمی.

مونا

من الان دلم آش خواست ولی 11 شب کجا آش دارن؟[ناراحت]همه ی کفگیرا الان خوردن به ته دیگ[ناراحت]

نازلی

من توی اون 6 سالی که ایران نبودم هیچ وقت پیش نیامد کسی روزه بگیره تا ما هم سفره افطار بندازیم اما همیشه سری به یوتیوپ میزدیم و دعا و ربنا رو به یاد گذشته گوش میدادیم خوشحالم که حداقل دور از ایران باز هم میشه این حس ها رو درک کرد [گل]

قاصدک

یه چند روزی بود که این پرشین بلاگ باهام لج کرده بود و اصلا نمی تونستم کامنت بزارم ولی الان دیگه حالش خوب شده [نیشخند] اش و شله زرد که نه ولی دلم حلوا خواست خدا که زن عمو جان درست کرده باشه امشب [نیشخند]