مامانمو می خوام!

- ما دلمان مامانمان را می خواهد... و خواهرمان را.ناراحت

- ما کلی غصه خوردیم وقتی آلیسون با آن صدای زیبا و مو های به اون خشگلی حذف شد اونوقت کریس بی خاصیت اول شد! جدا که امریکایی های عزیز بی سلیقه تشریف دارن.قهر آهای ملت امریکا...به خدا اگر دنی اول نشود من دیگر اسم شما را هم نمی آورم!

- ما داریم فکر می کنیم که ما اصلا خارجکی بشو نیستیم. و چون ما همواره در زندگی با خودمان رو راست بوده ایم و هرگز به خودمان دروغ نگفته ایم اینه که بهتره زود تر بار و بندیلمان را جمع کنیم برویم ور دل مامانمان تا این دل وامونده هی مامانمان را از ما نخواهد... و خواهرمان را.

- ما با آقای همسرمان رفتیم مدارکمان را به دانشگاه جدید تحویل دادیم. کلی هم توی ضل آفتاب پیاده راه رفتیم و دوندگی کردیم. البته نه به اندازه ایران ها... منتهی ما اینجا پر رو شده ایم و دلمان می خواهد همه کارها را خودشان بکنند و دیگر برای کارهای اداریمان مزاحم ما نشوند.  زبان قرار است یکی دو ماه دیگر جواب پذیرشمان را بدهند.

- به توصیه آقای همسر ما برای خودمان هم یک لیست از خوردنی ها نوشتیم و فهمیدیم که شدیدا هوس آش گوشت انقلاب را کرده ایم و کباب چنجه اسپییوی درکه و زبان رستوران اسکان و کباب ترکی نشاط و کباب کوبیده اسفندیاری و کله پاچه افق یوسف آباد. ( بعله... ما یک شازده خانوم کله پاچه خور قهار هستیم.نیشخند

- ما فیلم کنعان را دیدیم و خیلی دوستش داشتیم. این فروتن را انگار خدا آفریده برای اینکه عاشق باشد و هی زنش از دستش بخواهد برود. رادان هم خیلی خوش تیپ می باشد. ما دلمان خواست نقد فیلممان اینقدر خاله زنکی باشد. به شما چه؟

- ما داریم فکر می کنیم که چون آدم دلیی هستیم و همیشه تصمیمات مهم زندگی را با دلمان گرفته ایم اینه که بهتره زودتر ببینیم دلمان چه می خواهد. جان؟... چی؟... شما از کجا می دانید؟... چی گفتید؟..گفتیدمامانمان را؟ و خواهرمان را؟

- ما نمی دانیم این روزها چرا همش غذایمان می سوزد.

-ما همین الان یادمان آمد که همین ده خط بالاتر دروغ گفته ایم که همیشه با خودمان رو راست بوده ایم. خجالت ما یک بار دیگر هم در زندگیمان سعی کرده ایم سر خودمان را گول بمالیم. همان موقع که دانشجو بودیم. که آقای همسر سالی یک بار از ما خواستگاری می کرد و ما می گفتیم نه. که به خودمان می گفتیم من دوستش ندارم. که به خودمان می گفتیم آدم خوبی نیست. می گفتیم به درد ما نمی خورد....

- ما در دو هفته گذشته سه کیلو وزن کم کرده ایم. چون ما رژیم گرفته ایم برای اینکه ایران آمدیم راحت باشیم و همه اش بخوریم.از خود راضی

- ما دلمان خواست امروز خودمان را جمع ببندیم. چیه؟ اشکالی داره؟ گفتیم شاید این جوری خودمان هم باورمان شود که ما دونفریم یا حتی بیشتر! چشمک آنوقت یه کم یادمان برود که چقدر تنها هستیم.

- ما دلمان مامانمان را می خواهد... و خواهرمان را.ناراحت

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسترن

الهی من رنگ این دلتنگی ها رو خوب میدونم روزایی بود که دلم برای مامانم پررررر میزد روزایی بود که با عکسش کلی درد دل میکردم روزایی بود که انقدر دلم تنگ میشد که دلم نمی خواست پشت تلفن حتی صداش رو بشنوم چون با یه الو گریه ادامه صحبت رو غیر ممکن می کرد روزایی بود که فقط بوی مامانم آرومم میکرد اما اون نبود خوب می فهمم[گل]

نسترن

در مرد برادر رادان کلی باهات موافقم[قلب]

perth city

شما که به زودی می بینی مامانت رو . یه ذره دیگه صبر کن.

perth city

راستی خیلی با مزه می نویسی.

تاکاشی

کله پاچه؟؟؟[سبز] چه می کشد این آقای همسر!!!!!غذای سوخته[نیشخند]

عسل خانوم

اتفاقا شازده خانوم منم یه سری از وسایلم رو میگذارم توی اتاق مجردیم توی خونه مامانم که بعدا ببرمشون.اینایی که میفروشم اونایی هستن که هیچ رقمه بردنشون با مغز جور در نمیاد.برام دعا کن.خیلی استرس دارم.

کاپیتانی بدون هواپیما

شازده خانم کجایی ؟ خبری ازتون نیستا [ابرو] چه خبرا ؟ زود باشید بیاین بنویسید [دست] ایشالله مامان کی میان ؟‌

ممول

[زبان]آخی الهی قربونت برم من اگه می دونستم شمای شکمو اینقده هوایی می شین عمرا تعریف اون همه چیز خوشمزه رو نمی کردم![ماچ]

سارا

من هم دلم سوخت از اینکه آلیسون حذف شد! ولی خوب اون هنوز 16 سالشه و کلی فرصت داره برای برنده شدن و امریکن آیدل شدن[چشمک]

سارا

آخ آره منم واسه اینکه زنش رو از دست داده همچین از روز اول احساس ترحم بهش داشتم و دلم میخواست برنده شه که نگوووو![ماچ] اون آهنگی رو که خوند و گفت تقدیم به همسرم رو دیدی؟ من که اشک تو چشام جمع شده بود... الهی...[دلشکسته]