این یک پست جدید نیست

این یک پست جدید نیست.

این توضیحات توی جواب دادن به سئوال ها جا نمی شد. اومدم این ها رو زیر یادداشت دیروزم اضافه کنم اینقدر زیاد شد که گفتم بیام توی یه نوشته جدید بنویسمش:

پسر عمه زا اولش اومد گفت: "از خواهری خبر داری؟ نگرانشم. تلفن هام رو جواب نمی ده." من هم یه ساعت پیشش باهاش حرف زده بودم. گفتم که حالش خوبه و نگران نباش. بعد دیگه خودش شروع کرد به درد دل و اول گفت من می دونم که تو همه چیز رو می دونی و کللللی تشکر که تا حالا به روش نیاوردم و ... هی اصرار که راهنماییم کن و نظر تو چیه و ...

من هم گفتم: "ببین عزیزم. اون خواهری گل منه. خیلی هم بهم نزدیکه. همه چیزش رو هم میاد به من می گه. اون جدا... تو هم پسر عمه عزیزمی. داداشی گلمی (همون موقع ها که گفتم می ترسیدم خیلی نزدیک شدن من به خودش رو جور دیگه ای تعبیر کنه این جوری صداش می کردم). رابطه ام با تو هم جداست... رابطه شما دو تا با هم چه به جای خوبی برسه و چه نرسه برای من فرقی نمی کنه. تو واسه من همونی. به واسطه خواهری که با تو آشنا نشدم که رابطه ام با تو به اون بستگیی داشته باشه. الان هم از موضع خواهر اون با تو صحبت نمی کنم. چون اگه بخوام از اون موضع حرف بزنم اصلا این جوری حرف نمی زنم. الان به عنوان دوست تو و خواهر تو چون تو ازم راهنمایی خواستی دارم باهات حرف می زنم. بدون در نظر گرفتن این که اون طرف کیه. جریان اینکه چرا تلفنت رو جواب نمی ده و این دلخوری های کوچولو که خیلی هم مهم نیست اصلش از اونجا میاد و کلا ناراحتیش از اینه که تو این شرایط رو حل نمی کنی. ناراحته از این که رابطه تون تقریبا قایمکیه." گفت: "مسلما من هم از این شرایط لذت نمی برم." گفتم: "نه دیگه. اون به عنوان یه دختر حق داره توقع داشته باشه تو این شرایط رو هندل کنی. اون که نباید دیگران رو راضی کنه." گفت: "من هم نمی خوام هیچ کس رو راضی کنم. اصلا هم برام مهم نیستند که پدر و مادرم چی فکر می کنن. ولی طول می کشه تا کاملا مستقل بشم از نظر مالی و بعد از اون خونه میام بیرون.خواهری هم گفته که زیاد صبر نمی کنه. من با اینکه خیلی عاشقشم و با اینکه دیوونه اش ام ولی به انتخابش احترام می ذارم. دارم خودم رو برای همه چی آماده می کنم و..."

بهش گفتم: "یه چیزی بگم ناراحت نمی شی؟" گفت: "نه عزیزم . دارم باهات حرف می زنم که نظرت رو بدونم. بگو." گفتم: "یه جوری حرف می زنی آدم فکر می کنه بازنده بودن رو دوست داری." گفت: "می دونم چی می گی. ولی زندگی با من به اندازه تو مهربون نبوده. من ضد حال زیاد خوردم تا حالا. من هر چی بیشتر سعی کردم کمتر رسیدم و... من با عالم و آدم می جنگم به خاطر اون ولی با میل اون نمی جنگم. اگه خلاف میل اون باشه... اگه اون نخواد... "

گفتم به هر حال این نصیحت خواهرانه رو از من داشته باش: "آدم هایی که مث بازنده ها حرف می زنن و بازنده بودن رو دوست دارن حتما بازنده می شن. و از اون بد ترش می دونی چیه؟ از اون بد تر  اینه که: جذابیتت به عنوان یه مرد توی چشم اون طرف کم می شه. "

این بود نصیحت من به پسر عمه زا. نیشخند

عجب طولانی شد ها!

- فردا اسپیکینگ آیلتس داریم. نگران التماس دعا و انرژی و ویش می لاک خلاصه... زبان

 

/ 24 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کتایون

آخی پسر عمه... می دونی از بس که شوهر عمه هیچ وقت به بچه هاش پروبال نداده این طفلی هم در خودش یارای مقابله نمی بینه. امیدوارم ماندگاری اثر حرفت انقدر باشه که یک بازسازی درونی بکنه. وقتی این خواهر و برادرای کوچولو گرفتار عشق و عاشقی می شن آدم چقدر دلش براشون شور می زنه.( ببین مامان و باباها چی می کشن ) امتحان که ... بابا.... شما که آخر علم و معرفتین... به دعای ما بیسوادها کاری ندارین. من می دونم که بهترین نمره رو می گیرین از یوژوال [رویا][ماچ]

مالزي نشين (مانيا)

خوشمان آمد از نصيحتت و اي ول توووپ بود. بيا حالا يه كم انگليش اسپيك كن ببينم چقد باسوات شدي با دو روز تمرين؟؟ كه اگه جواب ميده منم دو روز درس بخونم![نیشخند]

سمیرا

امیدوارم فرداامتحانت روخوب بدی.آقای شوهرشما هم مثل شوشوی ماایرانی گریزه!مرسی ازتبریک تولد.ماشمارومی لینکیم...

جوینده!

خب خب می بینم که شازده خانوم واسه خودش یه پا خانوم جونه[زبان] عجب حرف پخته ای زدید! احسنت! مغز مشکل رو نشونه رفتید! با چیزایی که دیدم می تونم بگم دیر یا زود به حرف شما می رسه...منظورم اینه که شروع می کنه به تغییر رویه فقط خدا کنه دیر نشه و مسببش یه اتفاق تکان دهنده نباشه![خمیازه] یادم باشه یه کلاس تخصصی نصیحت خدمتتون بگذرونم[چشمک] آیلتس هم ایشالا موفقیت آمیز می شه! خوش باشید!

بیدار

شما که اسپیکینگت خیلی خوبه به این خوبی کله پسرعمه زاتو کوبوندی به سقف کله آیلتسم می کوبی حتما. [چشمک]

دیناخانومی

سلام امتحان چی شد؟! خوب شد؟![قلب] به نظر من بهترین نصیحت دنیا را کردی! کدوم زنی می تونه مردی که همش بازنده است حتی همون اول مسائل احساسی را دوست داشته باشه؟

غزال

عالی بود نه ......امتحان رو میگمااااااااااااااااااا[سوال]

صدف

وای خوب شد این پسته رو نوشتی در ادامه ی پست قبلیت وکرنه یکی مثل من از فضولی میمرد بدبختی اینه که تلفنت رو هم نداشتم که بهت تلفن بزنم حریان رو بپرسم باید تمام شب فکر میکردم که حی بهش کفتی خداروشکر شب راحت میتونم بخوابم مادر.آخ بمیرم برای معین کسی کنسرتش نرفته؟[ماچ]

قطره باران

خوبه که اهل نصیحت کردنی و واسه اطرافیانت قابل اعتمادی

کتایون

اهه پس کجاییییی؟ ما نگران امتحانیم هااااااا بیا و یک پستی بذار و جماعتی رو از نگرانی برهان[نگران]