ورزش می کنیم..

شما چه حالی می شین اگه در حال ورزش همه اش جنازه جک و جونورها رو نگاه کنین؟{#emotions_dlg.e44} عین بیست دقیقه ای رو که روی تریدمیل دویدم دماغم چسبیده بود به شیشه تلویزیون به این {#emotions_dlg.e46} گندگی (فهمیدین که چقدری؟) که هر وری رو نگاه می کردم باز هم می دیدمش! {#emotions_dlg.e39} برنامه اش در مورد تجزیه شدن بدن حیوانات مرده بود فکر کنم!!! اولش یه گاو که شکمش ولو شده بود بیرون... بعدش یه خوک که دستاش کنده شده بود... آخریه از همه اسفناک تر بود... فکر کنم این اردک بنده خدا کراکی بود که اینجوری داشت زنده زنده تجزیه می شد. {#emotions_dlg.e10}

خلاصه اینکه حسسسابی روحیه گرفتیم و بسی لذت بردیم از ورزشمان! {#emotions_dlg.e19}

خب حالا همه با هم به افتخار سلیقه مسئولین محترم جیم یه کف مرتب.... {#emotions_dlg.e43}

- احمد رو یادتونه؟ دلم می خواد پاشم برم ایران گوشش رو بکشم بگم مرتیکه اول زنت رو کامل!!! طلاق بده... بعد دنبال یکی دیگه بگرد. {#emotions_dlg.e12}  حالا کاری هم نکرده ها. فقط طفلکی هر کی رو می بینه به نظرش "خیلی خانوم خوبیه!" {#emotions_dlg.e25}  از خانوم وکیلش بگیر ...تا... دوست های خواهر من که جای بچشن! همش شگفت زده می شه که همه شون چقدر خانوم و اجتماعی و خوش برخورد و باهوش و جذابن!!! انگار این چند سال بقیه آدم ها رو نمی دیده!  خلاصه شده عین بوشوگ! از نظرش همه "اون خانوم خووووووبه ان." {#emotions_dlg.e40} می دونم که توی دوره بدیه و می دونم که شدیدا نیاز به حمایت عاطفی داره. فقط امیدوارم شرایط رو برای خودش بد تر از اینی که هست نکنه.

/ 29 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تاکاشی

سال اول دبیرستان بودیم در تهران!دوره ی تابستانه رو یک انجمن ریاضی(اسم کامل انجمن رو یادم نیست)برگزار کرده بود به این صورت که هر کسی که عضو انجمن بود نام نویسی می کرد و بعدا از میان اونها 40 نفر برای دوره ی تابستانه تو دانشگاه شریف انتخاب می شدن!اونجا مختلط بود!از نجوم و ریاضی تا الکترونیک ،شمه ای از درس ها رو به ما می گفتند!جایتان خالی خووووووووش گذشت[نیشخند]

PERSIAN BOY

به کلبه خودت یه سری بزن راستی شما رو لینک کردم[گل]

perth city

نمی شد کانال رو عوض کنه یه چیزه دیگه ببنی یا اصلا خاموشش کنی

صدف

وای شازده خانوم اون پستت راحع به مهناز که خوندم مردم از خنده که تو شراب یخ انداخته بود وای حقدر تصنعی حالا یکی اهلشه یکی نیست افتخاره مکه این از اوناییه که تو ایران همش تو پز و تقلید بوده ها. پست احمد هم خیلی دلم رو سوزوند ببینم داره الان دنبال زن میکرده؟

پریا

آخی احمد بیچاره[دلشکسته] انقد از نظر عاطفی آسیب دیده که مامان بزرگشم به نظر "خوب و خانوم و باهوش"ه!! [خنده] اون تردمیل خیلی بامزه بود. یعنی هیچ راهی نداشتی؟! نه دیگه نداشتی! اه چه برنامه حال به هم زنیم بوده[سبز][اوغ] نمیشد بزنیش اون کانال؟![نیشخند]

پریا

یا بار همینجوری بی هوا رفتم وبلاگ یکی رو بخونم....اوه میدونی درباره چی بود؟ تشریح قورباغه!!![سبز][کلافه] دانشجوی پزشکیه اون بلاگره و اومده بود کامل توضیح داده بود که چجوری اون قورباغه فلک زده رو کشتن و سرشو کوبوندن به طاق و.... بعد من مازوخیست! نشستم تا آخرشو خوندم![اضطراب]

خاتون

شازده خانم مادر حالا که نمیتونی تی وی را خاموش کنی تریدمیل را خاموش کن![نیشخند]

زینب

سلام. من که اینقدر از این جک و جانورها می ترسم!!

زینب

من وبلاگت رو توی وبلاگ های به روز شده دیدم. اما حالا می بینم تاریخ این پستت مال 4 روز پیشه. [چشمک]