ای تی ام های خوشبخت

روز شنبه مالزی تظاهرات بود.

شلوغی بود... پلیس باتون به دست بود... جوان های ماسک زده بود... اشک آور بود...

بذارید اول یه توضیحی در مورد اینجا بدم.

مالزی یه کشور در حال توسعه به معنای واقعیه. دایی من که تقریبا همیشه در حال سفر به کشور های مختلفه بعد از ده سال اومده بود مالزی. باورش نمی شد این همون کوالالامپوری یه که ده سال پیش دیده. جالبه که دقیقا قبل از مالزی هم آلمان بود و مدام اینجا رو با آلمان مقایسه می کرد. می گفت دختر کوچیکه ام رو به جای اروپا می فرستم مالزی چون همه چیزایی که اونا دارن رو اینا هم اینجا دارن با این تفاوت که اونا صد سال پیش ساختن و اینا تازه ساختن و نو تر و تمیز تره. البته دایی من فقط محله های خوب و جاهای خوب رو دید اونهم توی پایتخت. منتهی مسئله اینه که با اینکه این مالایی ها شدیدا دارن سعی می کنند که به کشور های توسعه یافته شبیه باشن و برسن ولی خب یه جاهایی دمبشون می زنه بیرون و جهان سومی بودنشون بد جوری معلوم می شه. یکی از این جا ها سیستم تاکسی رانی شونه که خیلی بی سر و سامونه و راننده هاش اکثرا آدم های سالمی نیستن و سالم کار نمی کنند مخصوصا توریست ها رو تا جایی که بتونن تیغ می زنن. یکی دیگه اش هم پلیس شونه که با اینکه تا حالا دردسری برای ما نداشته ولی می دونم اهل باج گیریه. غیر از این دو تا من چیز دیگه ای ازشون ندیده ام و واقعا همه چیز رو به سطح خیلی خوبی رسونده اند.

حالا در راستای اثبات اینکه جهان سومی هستند این مالایی ها یه قانون دارن که اگر کسی امنیت داخلی رو به خطر بندازه می تونن دستگیرش کنن و بدون هیچ توضیحی تا شش ماه نگهش دارن و بعد هم این زمان رو نامحدود تمدید کنن. این قانون که یادگار روزهای مستعمره بودن مالزیه اسمش قانون امنیت داخلیه.

مثل اینکه نخست وزیر جدید مالزی توی تبلیغاتش وعده هایی در این مورد داده بوده که به وعده اش عمل نکرده. بعضی ها عقیده دارن دولت مالزی از این قانون برای سرکوب مخالفانش استفاده می کنه. اینه که گروه های مخالف برنامه یه تظاهرات رو گذاشتن و حسابی هم خبر رسانی کردن. با این که دولت اون رو غیر قانونی اعلام کرد عده زیادی از مردم برای اعتراض ریختن تو خیابون و به سمت کاخ پادشاه حرکت کردن. کل ترافیک شهر رو بهم ریختند. آقای هسر که می خواست اون روز زودتر بیاد خونه دیر تر از همیشه رسید و مهمون هامون هم تو ترافیک موندن. کلی ای تی ام هم این وسط داغون شد.

حالا فکر می کنید عکس العمل چی بود؟ 

فرداش نخست وزیر مالزی گفت که ما باید یه جایی (مثلا استادیومی چیزی...) درست کنیم برای معترضان که برن تجمعاتشون رو اونجا برگزار کنن نه اینکه بیان تو خیابون که ای تی ام ها رو داغون کنن!

من قبلا ها وقتی گربه دختر خاله ام رو می دیدم که براش گوشت و مرغ مخصوص می خرند و می پزند و دکتر می برنش و هزار جور ناز و ادا داره یاد گربه داغونای گرسنه تو خیابون می افتادم و با خودم فکر می کردم حتی گربه ها هم خوشبخت و بدبخت دارن.

امروز داشتم با خودم فکر می کردم عجب دنیائیه...

حتی اگه ای تی ام هم باشی مهمه که کجای دنیا به دنیا بیای!

 

نظرات رو بستم چون نمی خوام ادامه این بحث رو اینجا بگیرم. این وبلاگ دفتر خاطرات منه نه چیز دیگه. اینه که دلم نمی خواد هیچ وقت مجبور بشم ببندمش یا از دستش بدم.

 

 

/ 0 نظر / 5 بازدید