معرفی

بالاخره بعد از ماه ها کلنجار رفتن با خودم و سبک سنگین کردن عواقبش چشمک تصمیم گرفتم برای خودم یه وبلاگ درست کنم. من اصلا اهل پیش داوری و جبهه گیری نیستم . با وجود این نمی دونم چرا وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی رو امتحان نکرده و ندیده و نچشیده چشمک کاری بس عبث و مخصوص ادم های علاف و بی کار ( با کمی توهم خود باحال بینی)می دونستم.  اخه که چی مثلا؟ به من چه که کی دیشب شام چی خورده و کی با شوهرش دعوا کرده و کی فردا عروسی دعوته و ...

تا اینکه دست روزگارما رو پرت کرد به یه گوشه ای از دنیا که فقط من بودم و یه لپ تاپ و انترنتی که خوابش هم تو ایران نمی دیدم. اول به طور کاملا تصادفی سر از یه وبلاگ جذاب در اوردم و خلاصه این جوری شد که مشتری شدم.از خود راضی تازه فهمیدم که اولا همه وبلاگ نویس ها از این که دیشب شام چی داشتن یا فردا شب کجا دعوتن نمی نویسن. کلی مطالب مفید خوندم و یاد گرفتم. تازه کم کم جذب این خاطره نویسی ها هم شدم.راستی که چه لذتی داره خوندن داستان زندگی دیگران. خوندن رمان هایی که میدونی شخصیت هاش واقعی اند. زنده اند. نفس می کشند. و تازه می تونی تو این داستان نظر هم بدی. اگه از کارهای قهرمان داستان ذوق مرگ شدی یا از دستش عصبانی شدی بهش بگی. 

راستی این قرار بود معرفی باشه مثلا. داشت یادم می رفت ها.

من ٢٨ سالمه.ادم اروم و نسبتا توداری هستم. خوش خنده ام و هرگز کوچکترین بهانه  برای شاد بودن و خنده را از دست نمی دهم. هرگز لبخند از صورتم نمیره. اما دلم هم زود می شکنه. ضرب المثل "با یه مویز گرمیش میشه با یه غوره سردیش" رو مامان همیشه در مورد من به کار می بره. خجالت خلاصه با احساساتم رو درواسی ندارم و راحت می خندم و راحت از ته دل گریه می کنم و اینه که هیچی تو دلم نمی مونه معمولا. عاشق بارون های این کشور استوایی ام که مثل سیل از اسمون نازل می شه.کتاب خوندن رو خیلی دوست دارم به فارسی البته. شعر هم می خونم . یعنی اگه هر از گاهی نخونم مریض می شم. رنگ صورتی رو هم خیلی دوست دارم . عاشق بستنی و شکلاتم که اولی رو به علت پیش گیری از تپلی و دومی رو به دلیل پیش گیری از بازگشت یک بیماری گوارشی ازش محرومم. ناراحت به خدا من  چاق نیستم اصلا ولی نمی دونم چرا این اقای همسر تپلوی من صدام می کنه. سوال هر چی هم لاغر تر می شم فایده نداره که نداره. از حرفش کوتاه نمیاد. عصبانی ٣ سال می شه که ازدواج کردم.با یک آقای همسر ( که جانم فدای او... قلب) که از اقایی و مهربانی و بی نظیریش هر چه بگم کم گفته ام. این اقای همسر ما ٢٧ ساله است. هم کار می کند و هم درس میخواند( در مقطع دکترا و رشته عمران) که در کشوری که ما هستیم به نظر همه از محالات است این کار! چون اینجا هم کار کردن صد برابر ایران جدی و سخت است و هم درس خواندن. اقای همسر بسیار خوش قیافه و جذاب و خوش صداست.  خلاصه کشته مرده کم ندارد. که البته این نه تنها من را ناراحت نمی کند بلکه باعث می شه همچین یه جورایی هم دلم قیلی ویلی بره و بهش افتخار کنم.چون در حد مرگ بهش اعتماد دارم.( و صد البته به خودم ! مژهبهتر از من مگه گیرش میاد تو این دنیا؟ زبان )

 ١ سال است که من و آقای همسر از ایران زده ایم بیرون به قصد تحصیل و شاید هم مهاجرت. من هم اینجا درس می خونم. رشته ای که از بچگی عاشقش بودم: معماری. ایران لیسانس گرفته ام و اینجا دارم فوق می خونم.  ولی متاسفانه نه کلاسی دارم و نه همکلاسی و دوستی و این قسمت قضیه خیلی بده.گریه این روزها تنهایی خیلی خیلی اذیتم می کنه. این شد که تصمیم گرفتم این وبلاگ رو بزنم و از روزمرگی هام بنویسم. اینجا جایی هست برای حرفهای درگوشی که تو ایران به خواهرم می زدم. یا درد دل هایی که مامان گلم  شنونده اش بود. یا غیبت هایی که با دوستام می کردیم. یا گلایه از عزیزانی که نمیی خواهم پیش اقای همسر ازشون بد بگم. و خلاصه همه حرف هایی که تو غربت باد می کنه و می مونه تو دل ادم.اصلا شاید دلم خواست اینجا بنویسم دیشب شام چی داشتیم و فردا کجا دعوتیم و...نیشخند

امیدوارم من هم مثل همه دوست های خوبی اینجا پیدا کنم.

/ 4 نظر / 4 بازدید
مهندسی بین المللی جوش

در صورتیکه زمینه فعالیت، رشته تحصیلی و دانشگاهی و یا شغل شما به هر نحو با صنعت جوش، جوشکاری، بازرسی جوش، تست جوش و مهندسی جوش مرتبط است و یا علاقه دارید تا در مورد جوشکاری و علوم وابسته به آن بیشتر بدانید به وبلاگ ما مراجعه نمایید تا اطلاعات کاملی در این زمینه بدست آورید. در وبلاگ ما کلیه منابع، کتاب ها و جزوه های مهندسی بن المللی جوش را به صورت جامع و کامل خواهید یافت.

شازده خانوم

[قهقهه] صنعت جوش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اول صبحی کلی ذوق کردم که چه زود یه نفر من و خونده و نظر هم داده. جل الخالق! کلی ضایع شدم ها. ولی آی خندیدم. آی خندیدم. مرسی صنعت جوش جان!!! صبح من رو ساختی[چشمک]

شب بلند زمستانی

سلام شازده خانوم به دنیای وبلاگ نویسی خوش اومدی امیدوارم و مطمئنم اینجا کم کم برات می شه یه دوست صمیمی برات ارزوی موفقیت می کنم و به عنوان یه دوست ازت دعوت می کنم سری هم به وبلاگ من بزنی خوشحال می شم....[گل]

سعيد

يك سلام گرم و پر از هيجان تقديم شازده خانوم . سايتتونو همين امروز ديدم از اونجايي كه ازاسم شازده كوچولو خيلي خيلي خيلي خوشم مياد اتفاقي پيداتون كردم خيلي عالي بو د براتون ارزوي موفقيت ميكنم هميشه و همه جا. خيلي بهتون حسودي كردم كاش منم جاي شما بودم درسته سخته تو غربت بودن ولي بهتر ز اينجاست . من كه آرزومه . بازم براتون PMميزارم البته با اجازه شما آخه همه صفحاتو نخوندم.24/11/1390 ساعت 4 بعد از ظهر تو اداره. ببخشيد خودمو معرفي نكردم سعيد 23 سال دارم. باي.