اچ وان ان وان خوکی!
ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳ : توسط : شازده خانوم

آقای همسر از دیروز صبح حالت سرما خوردگی داشت. آخه مهمون هامون هم همه از دم سرما خورده بودن. فکر می کردم حتما از اونا گرفته.خودم هم یه کمی گلو درد و سرفه داشتم که فوری رفتم سراغ قرقره آب نمک و خودم رو بستم به ویتامین سی و آب پرتقال و چایی داغ و خوب شدم... 

یه ساعت پیش آقای همسر زنگ زد که حالم خیلی بده. میام بریم با هم دکتر یه وقت اچ وان ان وان نباشه! آخه به سلامتی رسیده به مالزی و مثل اینکه زیاد هم شده. حاضر شده بودم و منتظر نشسته بودم که بیاد و بریم بیمارستان. موقع برگشتن از ایران توی فرودگاه مالزی بعد از اون سئوال و پرکردن پرسشنامه و کنترل درجه حرارت بدن و ... بهمون نفری یه کارت زرد رنگ دادن که اگه هر کدوم از علائم اچ وان ان وان رو دیدید سریع به هر بیمارستانی یا مرکز درمانی که نزدیکتون بود برید و این کارت رو نشون بدید تا کاملتر بررسی بشه .

شنیدم توی ایران هم زیاد شده. کنترل که در حد صفره. یعنی می رسی فرودگاه فقط مواظبن جاییت پیدا نباشه و دیگه حله... صلوات بفرستین برین تو...

یه خانوم نسبتا مسن و جا افتاده چینی خیلی با کلاس تو پرواز ما بود که از اولش هی به من لبخند های مهربون می زد و من هم جوابش رو می دادم. وقتی رسیدیم یه شال گنده در آورد و ناشیانه سرش کرد. با همون تیشرت و شلواری که تنش بود می خواست وارد میهن اسلامی ما بشه که برادران جان بر کف تیز بازی در آوردن و نذاشتن به این هدف شومش برسه. من سرم رو انداختم پایین و رفتم. داشتم گذر نامه ام رو به مامور بد اخلاق اونجا نشون می دادم که دیدم خانوم چینیه رو تو اون گرما توی یه پتوی هواپیما پیچیدن و اجازه دادن بیاد بیرون. دلم می خواست برم تو زمین. دیگه تو صورتش هم نگاه نکردم. هر چی هم نگام کرد من رومو کردم اون ور.

همین الان زنگ زد گفت با دوستش رفته دکتر و گفته سرماخوردگی معمولیه و داره میاد خونه استراحت کنه.

خدایا شکرت...

- شرکت دیروز پیشنهاد شرایط خیلی خوبی رو داده برای موندن. فکر کنم داریم دو سه سالی همین جا موندگار می شیم. خوشحالم. خییییییییییییلی... نیشخند 

- شنیدم بعضی ها گفتن کسانی که اچ وان ان وان (که اصرار هم دارن بهش بگن مرض خوکی!) می گیرن نجس محسوب می شن! آیییی خندیدم... آییییی خندیدم... دمتون گرم که لااقل گاهی هم باعث انبساط خاطرین!

- دیروز دوستم از ایران برگشت و با مامانش اومدن خونه ما. اینقدر برام زرشک و زعفرون و آجیل و گز و شکلات آیدین و بیسکوییت مینو و کیک آشنا و خلاصه انواع و اقسام خوراکی با طعم نوستالوژی آوردن که می تونم خودم الان یه سوپر ایرانی بزنم. بد فکری هم نیست ها... ما که درس و مقش رو بی خیال شدیم. بریم دنبال کسب و کار و یه لقمه نون حلال... خنده